doughy

/ˈdoʊ.i/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): doughiersuperlative (عالی): doughiest

صفت — خمیر مانند

خمیر مانندنرم و مرطوب

دارای بافت نرم و ضخیم مثل خمیر نپخته.

Having a soft, thick texture like uncooked dough.

«داخل نان هنوز خمیر مانند بود.»

The bread was still doughy inside.

«کیک بعد از پخت کمی نرم و خمیری بود.»

The cake was a bit doughy after baking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
softنرم

متداول. می‌تواند به جای doughy وقتی بر نرمی تاکید است استفاده شود، ولی حس بافت خمیری را ندارد.

Common. Can replace 'doughy' in contexts emphasizing softness, but may lack the sense of thickness or dough texture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000