در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در جهت محل رهاسازی یا شلیک مهمات.
In or toward the direction of a shooting or missile range.
«موشک به دقت به سمت میدان تیر پرواز کرد.»
“The missile flew downrange accurately.”
«برخورد در امتداد میدان تیر تایید شد.»
“Downrange impact was confirmed.”