downstate
صفت — جنوب ایالت
واقع در بخش جنوبی یک ایالت (معمولاً آمریکا)، اغلب به منطقهای دور از پایتخت یا شهر بزرگ شمالی اشاره دارد.
Located in the southern part of a U.S. state, often referring to the area away from the capital or major northern city.
«او بعد از دبیرستان به یک کالج در جنوب ایالت رفت.»
“She moved to a downstate college after high school.”
«زندگی در مناطق روستایی جنوب ایالت بسیار آرامتر است.»
“Life is much slower in downstate rural areas.”
متضادها
قید — به جنوب ایالت
به سمت یا در بخش جنوبی یک ایالت (معمولاً آمریکا).
Towards or in the southern part of a U.S. state.
«آنها برای تعطیلات به جنوب ایالت رانندگی کردند.»
“They drove downstate for the holidays.”
«او تصمیم گرفت پس از بازنشستگی در جنوب ایالت زندگی کند.»
“He decided to live downstate after retirement.”
متضادها
اسم — جنوب ایالت
بخش جنوبی یک ایالت خاص (معمولاً آمریکا).
The southern part of a particular U.S. state.
«اقتصاد جنوب ایالت به شدت به کشاورزی وابسته است.»
“The downstate economy relies heavily on agriculture.”
«بسیاری از مردم شهر برای کار به جنوب ایالت رفت و آمد میکنند.»
“Many people from the city commute to the downstate for work.”