adjective (صفت)formal
صفت — سرکوبشده
سرکوبشدهستمدیده
سرکوب شده یا به شکلی بسیار ناعادلانه و بیرحمانه رفتار شده.
Oppressed or treated cruelly and unfairly.
«کارگران سرکوبشده خواهان دستمزد عادلانه بودند.»
“The downtrod workers demanded fair wages.”
«او درباره مردم ستمدیده در رمانش نوشت.»
“She wrote about the downtrod people in her novel.”
تفاوت با واژههای مشابه
oppressed— سرکوبشده
رایج، برای توصیف گروههایی که بیعدالتی دیدهاند استفاده میشود. در این زمینهها قابل جایگزینی است.
Common, used to describe groups suffering unfair treatment. Interchangeable in social justice contexts.