در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهصورت آزاد و نامرتب یا لیزنده آویزان
hanging down loosely in an untidy or slippery way
«موهای شلختهاش روی شانههایش افتاده بود.»
“Her draggly hair fell over her shoulders.”
«پارچه خیس بهصورت آویزان و نامرتب به نظر میرسید.»
“The wet fabric looked draggly and messy.”