در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سربازی که در اسبسواران یا پیادهنظام میجنگد، بهخصوص پیادهنظام مسلح به اسب در گذشته.
A soldier who fights on horseback or as infantry, historically mounted infantry.
«درگونها برای محافظت از مرز فرستاده شدند.»
“The dragoons were sent to guard the border.”
«درگونها در قرن هجدهم سوار بر اسب میجنگیدند.»
“Dragoons fought on horseback in the 18th century.”
وادار کردن کسی به انجام کاری با زور یا تهدید.
To force someone to do something by using coercion or threats.
«آنها مردم روستا را با زور مجبور به پرداخت مالیات کردند.»
“They dragooned the villagers into paying taxes.”
«او مجبور شد با زور از طرح حمایت کند.»
“He was dragooned into supporting the plan.”
رسمی. وقتی کسی را ناخواسته با تهدید یا زور مجبور میکنند، به کار میرود؛ مشابه dragoon است.
Formal. Used when forcing someone unwillingly by threats or force; similar to 'dragoon'.