dragooned

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dra·gooned/ˌdræɡuːnd/
dragoona heavily armed cavalryman or to force someone to do something-edpast tense/past participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): dragoonedpast participle (مفعولی): dragooned-ing (حال): dragoning3rd (سوم): dragoons

فعل — وادار کردن

وادار کردنمجبور کردنبا زور همراه کردن

کسی را وادار کردن به انجام کاری، به خصوص با ارعاب یا تهدید.

Forced someone into doing something, especially by intimidating them.

«او با زور وادار به کمک در کارهای خسته‌کننده شد.»

He was dragooned into helping with the tiresome chores.

«روستاییان توسط سربازان وادار به اطاعت شدند.»

The villagers were dragooned by the soldiers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coercedوادار شده

رسمی. وادار کردن فردی ناخواسته به انجام کاری با استفاده از زور یا تهدید. 'Coerced' عموماً رسمی‌تر است و بر فشار اعمال شده تمرکز دارد، در حالی که 'dragooned' بار معنایی فعال‌تر و نظامی‌تری دارد. 'او مجبور به امضای سند شد' کاربرد دارد، 'او با زور وادار به امضای سند شد' نیز کاربرد دارد اما به اقدام مستقیم‌تر و با زور بیشتری اشاره دارد.

Formal. To persuade an unwilling person to do something by using force or threats. 'Coerced' is generally more formal and focuses on the pressure applied, whereas 'dragooned' has a slightly more active, military-like connotation. 'He was coerced into signing the document' works, 'She was dragooned into signing' also works but implies more direct, forceful action.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000