drainboard

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

drain·board/ˈdreɪnbrɔːrd/
drainto remove liquidboardflat surface
noun (اسم)commonplural (جمع): drainboards

اسم — تخته خشک‌کن ظرف

تخته خشک‌کن ظرفسطح آب‌ریز

سطح مسطح کنار ظرفشویی برای خشک کردن ظرف‌ها با تخلیه آب.

A flat surface next to a kitchen sink for drying dishes by drainage.

«ظروف شسته شده را روی تخته خشک‌کن قرار بده تا خشک شوند.»

Put the washed plates on the drainboard to dry.

«سطح خشک‌کن پر از وسایل بود.»

The drainboard was cluttered with utensils.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000