drainages

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

drain·ag·es/ˈdreɪnɪdʒɪz/
drainto draw off liquid-ageaction or result of-splural suffix
1noun (اسم)commonplural (جمع): drainages

اسم — سیستم‌های زهکشی

سیستم‌های زهکشیکانال‌های آبریز

سیستم‌ها یا فرآیندهایی که آب یا سایر مایعات را از یک منطقه خارج می‌کنند.

Systems or processes by which water or other liquids are drained from an area.

«شهر باستانی سیستم‌های زهکشی پیچیده‌ای داشت.»

The ancient city had sophisticated drainages.

«سیستم‌های زهکشی مناسب برای جلوگیری از سیل ضروری هستند.»

Proper drainages are essential to prevent flooding.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sewersفاضلاب‌ها

متداول. به طور خاص به لوله‌های زیرزمینی اشاره دارد که فاضلاب و زباله را حمل می‌کنند. می‌تواند نوعی سیستم زهکشی باشد اما خاص‌تر است. 'فاضلاب‌های شهر سرریز کرد.' در حالی که فاضلاب‌ها نوعی زهکشی هستند، 'drainages' اصطلاح گسترده‌تری است.

Common. Specifically refers to underground pipes that carry waste water and refuse. Can be a type of drainage system but is more specific. 'The city's sewers overflowed.' While sewers are a type of drainage, 'drainages' is a broader term.

ditchesخندق‌ها

متداول. گودال‌های بلند و باریک که در زمین حفر می‌شوند، به ویژه برای زهکشی یا آبیاری. به کانال‌های باز اشاره دارد تا سیستم‌های بسته. 'زمین با خندق‌هایی برای زهکشی پوشیده شده بود.' 'Drainages' گسترده‌تر است و هم سیستم‌های باز و هم بسته را شامل می‌شود.

Common. Long, narrow excavations made in the ground, especially for drainage or irrigation. Refers to open channels rather than enclosed systems. 'The field was lined with ditches for drainage.' 'Drainages' is broader, encompassing both open and closed systems.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): drainages

اسم — حوضه آبریز

حوضه آبریزشبکه زهکشی

یک منطقه یا شبکه‌ای از رودخانه‌ها و جریان‌هایی که یک منطقه خاص را زهکشی می‌کنند.

An area or system of rivers and streams that drains a particular region.

«رشته کوه مرز بین دو حوضه آبریز بزرگ را تشکیل می‌دهد.»

The mountain range forms the boundary between two major drainages.

«مدیریت شبکه‌های زهکشی رودخانه برای تخصیص منابع آب حیاتی است.»

Managing the river drainages is crucial for water resource allocation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
basinsحوضه‌ها

فنی/جغرافیایی. فرورفتگی طبیعی یا منطقه‌ای که توسط یک سیستم رودخانه‌ای زهکشی می‌شود. 'Basins' یک اصطلاح بسیار گسترده است، اغلب بزرگتر از یک سیستم زهکشی واحد، اما می‌تواند همپوشانی داشته باشد. 'حوضه رودخانه آمازون عظیم است.' هنگام اشاره به منطقه جغرافیایی که توسط آب جمع‌آوری می‌شود، قابل تعویض است.

Technical/Geographic. A natural depression or a region drained by a river system. 'Basins' is a very broad term, often larger than a single drainage system, but can overlap. 'The Amazon River basin is immense.' Can be interchangeable when referring to the geographical area collected by water.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000