drainer

drain·er/ˈdreɪnər/
drainto remove liquid-eragent or tool
1noun (اسم)commonplural (جمع): drainers

اسم — آب‌چکان

آب‌چکانخشک‌کن ظروف

یک قفسه یا سینی که ظروف، لیوان‌ها و کارد و چنگال شسته‌شده روی آن قرار می‌گیرند تا با هوا خشک شوند.

A rack or tray on which washed dishes, glasses, and cutlery are placed to air dry.

«او لیوان‌های خیس را روی آب‌چکان گذاشت تا خشک شوند.»

She placed the wet glasses on the drainer to dry.

«آب‌چکان آشپزخانه بعد از شام پر بود.»

The drainer in the kitchen was full after dinner.

2noun (اسم)commonplural (جمع): drainers

اسم — زهکش

زهکشمجرافاضلاب

وسیله یا سوراخی که به مایع اجازه می‌دهد جاری شود؛ یک سیستم زهکشی.

A device or a hole that allows liquid to flow away; a drainage system.

«زهکش باغ از آب‌گرفتگی منطقه جلوگیری کرد.»

The garden drainer prevented the area from flooding.

«او مجبور بود زهکش دوش را به طور منظم تمیز کند.»

He had to clean the drainer in the shower regularly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drainزهکش

رایج. کلی‌ترین اصطلاح برای خروجی مایعات. اغلب قابل تعویض است، اگرچه 'drainer' به سیستم یا جزئی که زهکشی را تسهیل می‌کند اشاره دارد، در حالی که 'drain' می‌تواند به خود سوراخ یا عمل زهکشی اشاره کند. 'زهکش سینک مسدود شده بود' رایج‌تر از 'زهکش‌کننده سینک مسدود شده بود' است.

Common. The most general term for an outlet for liquid. Often interchangeable, though 'drainer' implies the system or component facilitating drainage, while 'drain' can refer to the opening itself or the act. 'The sink drain was clogged' works more commonly than 'The sink drainer was clogged'.

outletخروجی

رایج. اصطلاحی کلی برای راه خروج، اغلب برای آب یا مایعات دیگر. 'آب از طریق لوله راه خروجی پیدا کرد' زمانی قابل تعویض است که به یک کانال برای خروج مایع اشاره کند.

Common. A general term for a means of exit, often for water or other liquids. 'The water found an outlet through the pipe' is interchangeable when referring to a channel for liquid escape.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000