drift

/drɪft/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): driftedpast participle (مفعولی): drifted-ing (حال): drifting3rd (سوم): drifts

فعل — سُر خوردن

سُر خوردنرانده شدن

به آرامی بدون کنترل توسط باد یا آب حرکت کردن.

To be carried slowly by wind or water without control.

«قایق به آرامی به سمت دریا رانده شد.»

The boat drifted out to sea.

«برگ‌ها آرام روی چمن‌ها حرکت کردند.»

Leaves drifted across the lawn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
floatشناور بودن

معنی مشابه دارد؛ float به ماندن روی سطح اشاره دارد و drift به حرکت آرام.

Similar in meaning; float implies staying on surface, drift implies moving slowly.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — حرکت آرام

حرکت آرامسُر خوردن

حرکت آرام یا گرایش به حمل شدن توسط باد یا آب.

The slow movement or tendency to be carried by wind or water.

«دود به آرامی در هوا حرکت می‌کرد.»

There was a drift of smoke in the air.

«توده برف جاده را پوشانده بود.»

The drift of the snow covered the road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
movementحرکت

اصطلاح کلی برای حرکت یا تغییر موقعیت.

General term for motion or change in position.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000