drifted

drift·ed/ˈdrɪf.tɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): driftedpast participle (مفعولی): drifted-ing (حال): drifting3rd (سوم): drifts

فعل — سرگردان شدن

سرگردان شدنبه آرامی حرکت کردن

آهسته حرکت کردن، معمولاً به دلیل باد یا جریان، بدون جهت یا هدف مشخص.

Moved slowly, usually because of wind or current, without a definite direction or purpose.

«قایق به آرامی در مسیر رودخانه سرگردان شد.»

The boat drifted slowly down the river.

«برگ‌ها در نسیم آرام روی چمن حرکت کردند.»

Leaves drifted across the lawn in the breeze.

تفاوت با واژه‌های مشابه
floatشناور بودن

رایج. حرکت آرام یا ماندن روی سطح مایع یا هوا.

Common. Moving gently or staying on the surface of a liquid or air.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000