drivel

driv·el/ˈdrɪvəl/
1noun (اسم)informal

اسم — مزخرف

مزخرفچرند

گفتار یا ایده‌های احمقانه یا بی‌معنی؛ چرند.

Silly or pointless talk or ideas; nonsense.

«او در جلسه مزخرف می‌گفت.»

He was talking drivel during the meeting.

«تمام آن چرندهایی که در شبکه‌های اجتماعی می‌شنوی را نادیده بگیر.»

Ignore all that drivel you hear on social media.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nonsenseمزخرف

رایج. هم‌معنای مستقیم برای صحبت احمقانه یا بی‌معنی.

Common. Direct synonym used for silly or meaningless talk.

متضادها
2verb (فعل)informalpast (گذشته): drivelledpast participle (مفعولی): drivelled-ing (حال): drivelling3rd (سوم): drivels

فعل — چرند گفتن

چرند گفتنحرف بی‌معنی زدن

صحبت کردن به شکل احمقانه یا بی‌معنی.

To talk nonsense or speak in a silly, unintelligent way.

«بس کن این چرند گفتن‌ها را و اصل مطلب را بگو.»

Stop driveling and get to the point.

«او درباره چیزهایی که هیچ‌کس اهمیت نمی‌داد چرند گفت.»

He drivelled on about things no one cared about.

تفاوت با واژه‌های مشابه
babbleپچ‌پچ کردن

غیررسمی. یعنی سریع و احمقانه صحبت کردن؛ در کاربرد عامیانه شبیه drivel.

Informal. Means to talk rapidly and foolishly; similar in casual use to 'drivel'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000