drive off
/draɪv ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — فراری دادن
فراری دادندور کردن
کسی یا حیوانی را با زور یا ترساندن دورکردن.
To make a person or animal leave by force or intimidation.
«نگهبان مزاحم را فراری داد.»
“The guard drove off the intruder.”
«سگ روباه را دور کرد.»
“The dog drove off the fox.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — با خودرو رفتن
با خودرو رفتنرانندگیکنان دور شدن
با وسیله نقلیه از جایی رفتن.
To leave in a vehicle.
«او سوار خودرو شد و رفت.»
“He got in the car and drove off.”
«کامیون پیش از ظهر حرکت کرد.»
“The truck drove off before noon.”