drive away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

drive a·way/draɪv əˈweɪ/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دور کردن

دور کردنراندن

کسی، حیوانی یا چیزی را وادار به ترک یک مکان‌کردن.

To force a person, animal, or thing to leave a place.

«سر و صدا پرنده‌ها را دور کرد.»

The noise drove the birds away.

«خشم او مشتری‌ها را فراری داد.»

His anger drove customers away.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با خودرو رفتن

با خودرو رفتنرانندگی‌کنان دور شدن

با وسیله نقلیه از جایی حرکت‌کردن و رفتن.

To leave a place by driving a vehicle.

«او دست تکان داد و با خودرو رفت.»

She waved and drove away.

«تاکسی سریع دور شد.»

The taxi drove away quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000