drop off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/drɑp ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — خوابش بردن

خوابش بردنچرت زدن

معمولاً ناخواسته به خواب رفتن.

To fall asleep, often unintentionally.

«روی مبل خوابم برد.»

I dropped off on the sofa.

«او وسط فیلم خوابش برد.»

She dropped off during the film.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — رساندن

رساندنپیاده کردن

کسی یا چیزی را به جایی رساندن و آنجا گذاشتن.

To take someone or something to a place and leave them there.

«تو را در ایستگاه پیاده می‌کنم.»

I'll drop you off at the station.

«او بسته را ظهر تحویل داد.»

She dropped off the package at noon.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — کاهش یافتن

کاهش یافتنکم شدن

از نظر مقدار، فعالیت یا کیفیت کاهش پیداکردن.

To decrease in amount, activity, or quality.

«فروش بعد از تابستان کاهش یافت.»

Sales dropped off after summer.

«حضور در زمستان کم می‌شود.»

Attendance drops off in winter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000