drop the ball
/drɑp ðə bɔl/
phrase (عبارت)informal
عبارت — گند زدن
گند زدناز عهده کار برنیامدن
اشتباهکردن یا کاری را که مسئولش بودهای انجامندادن.
To make a mistake or fail to do something one was responsible for.
«من کوتاهی کردم و مهلت را از دست دادم.»
“I dropped the ball and missed the deadline.”
«در این پروژه کوتاهی نکن.»
“Don't drop the ball on this project.”