فعل — راند
زمان گذشته فعل 'drive' به معنای راندن و کنترل کردن جهت و سرعت یک وسیله نقلیه موتوری.
Past tense of 'drive', meaning to operate and control the direction and speed of a motor vehicle.
«او امروز صبح با ماشین به سر کار رفت.»
“She drove to work this morning.”
«او با احتیاط در جاده یخی رانندگی کرد.»
“He drove carefully on the icy road.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. به هدایت هواپیما یا کشتی یا هدایت چیزی پیچیده اشاره دارد. برای خودرو جایگزین 'drove' نمیشود. 'او هواپیما را خلبانی کرد' درست است، 'او خودرو را خلبانی کرد' خیر.
Formal/technical. Refers to operating aircraft or ships, or guiding something complex. Not interchangeable with 'drove' for cars. 'He piloted the plane' works, 'He piloted the car' does not.
روزمره. بر جنبه کنترل جهت تمرکز دارد. میتواند جایگزین شود وقتی تأکید بر هدایت است. 'او خودرو را در ترافیک هدایت کرد' درست است، 'او ساعتها هدایت کرد' بدون زمینه مناسب نیست.
Everyday. Focuses on the direction-controlling aspect. Can be interchangeable when the emphasis is on guiding. 'He steered the car through the traffic' works, 'He steered for hours' doesn't quite fit without context.
متضادها
اسم — گله
گروه یا گلهای از حیوانات که به صورت جمعی رانده میشوند.
A herd or flock of animals being driven in a body.
«گلهای از گاوها آرام در دشت حرکت میکردند.»
“A drove of cattle moved slowly across the plain.”
«گاوچرانها گله را به سمت رودخانه هدایت کردند.»
“The cowboys guided the drove towards the river.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاح عمومی برای گروه بزرگی از حیوانات (به ویژه پستانداران) که با هم زندگی میکنند. 'گله گاو' رایج است. برای حیواناتی که با هم رانده میشوند، قابل جایگزینی است.
Everyday. A general term for a large group of animals (especially mammals) living together. 'A herd of cows' is common. Can be interchangeable for animals driven together.
روزمره. به طور خاص به گروهی از پرندگان یا گوسفندان اشاره دارد. برای سایر حیوانات قابل جایگزینی نیست. 'گله پرنده' درست است، 'گله گاو' خیر.
Everyday. Specifically refers to a group of birds or sheep. Not interchangeable for other animals. 'A flock of birds' works, 'a flock of cattle' does not.
اسم — انبوه
تعداد زیادی از مردم که به صورت انبوه حرکت میکنند.
A large number of people moving in a mass.
«انبوهی از گردشگران به شهر سرازیر شدند.»
“Droves of tourists descended on the city.”
«طرفداران به صورت انبوه برای کنسرت آمدند.»
“The fans arrived in droves for the concert.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. یک اصطلاح عمومی برای تعداد زیادی از افراد که با هم جمع شدهاند. 'جمعیت مردم' بسیار رایج است. قابل جایگزینی است وقتی به افراد زیادی که با هم حرکت میکنند اشاره دارد، اما 'drove' حرکت جهتدارتر یا راندهشدهتری را تأکید میکند.
Everyday. A general term for a large number of people gathered together. 'A crowd of people' is very common. Interchangeable when referring to many people moving together, but 'drove' emphasizes a more directed or driven movement.
رسمی/ادبی. بر جمعیت متراکم تأکید دارد. 'انبوهی از طرفداران مشتاق' درست است. رسمیتر از 'drove' است.
Formal/literary. Emphasizes a densely packed crowd. 'A throng of eager fans' works. More formal than 'drove'.