ducktail

duck·tail/ˈdʌkteɪl/
ducka water bird with a broad bill, short legs, and webbed feettailthe hindmost part of an animal's body
1noun (اسم)commonplural (جمع): ducktails

اسم — مدل موی دم اردکی

مدل موی دم اردکی

مدل مویی که در دهه ۱۹۵۰، به ویژه در میان مردان، رایج بود؛ به گونه‌ای که موهای کناره‌ها به سمت عقب شانه می‌شدند تا در وسط پشت سر به هم برسند و شبیه دم اردک شوند.

A hairstyle popular in the 1950s, especially among men, where the hair on the sides is combed back to meet in the middle of the back of the head, resembling a duck's tail.

«آن گریسِر (جوان دهه‌های ۵۰) یک مدل موی دم اردکی کلاسیک و ژاکت چرمی به تن داشت.»

The greaser sported a classic ducktail and a leather jacket.

«او ساعت‌ها برای بی‌نقص کردن مدل موی دم اردکی خود جلوی آینه وقت می‌گذاشت.»

He spent hours perfecting his ducktail in front of the mirror.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pompadourپومپادور

مرتبط. مدلی که مو از صورت به سمت بالا شانه شده و بالای پیشانی قرار می‌گیرد، گاهی با عناصری از دم اردکی در کناره‌ها ترکیب می‌شود.

Related. A style where hair is swept upwards from the face and worn high over the forehead, sometimes combined with elements of a ducktail on the sides. 'Elvis Presley popularized the pompadour, often with a ducktail at the back'.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): ducktails

اسم — گلگیر دم اردکی

گلگیر دم اردکی

گلگیر یا بخشی از بدنه عقب موتور سیکلت یا اتومبیل که کوتاه و به سمت بالا خمیده است و شبیه دم اردک است.

A short, upward-curving rear fender or body part on a motorcycle or car, resembling a duck's tail.

«موتورسیکلت وینتیج دارای یک گلگیر دم اردکی شیک بود.»

The vintage motorcycle featured a sleek ducktail fender.

«بسیاری از خودروهای اسپرت کلاسیک به دلیل طراحی دم اردکی متمایز خود شناخته شده‌اند.»

Many classic sports cars are known for their distinctive ducktail design.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spoilerباله عقب

کلی. دستگاهی در یک وسیله نقلیه، معمولاً خودرو، که برای 'خراب کردن' حرکت نامطلوب هوا در بدنه یک وسیله نقلیه در حال حرکت طراحی شده است. برخی از باله‌های عقب شکل دم اردکی دارند.

General. A device on a vehicle, typically an automobile, designed to 'spoil' unfavorable air movement across a body of a vehicle in motion. Some spoilers have a ducktail shape. 'The sports car had a large rear spoiler'.

3noun (اسم)commonplural (جمع): ducktails

اسم — دم اردک

دم اردک

دم یک اردک.

The tail of a duck.

«دم اردک در حین شنای پرنده بالا و پایین می‌رفت.»

The ducktail bobbed as the bird swam.

«او تماشاگر ناپدید شدن دم اردک در زیر آب بود.»

He watched the ducktail disappear under the water.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000