ducktails
اسم — مدل موی دماردکی
مدل موی مردانه دهه ۱۹۵۰ که در آن موها از کنارهها به عقب شانه شده و در پشت سر به شکلی درآمدهاند که شبیه دم اردک باشند.
A men's hairstyle of the 1950s, in which the hair is slicked back at the sides and shaped at the back to resemble a duck's tail.
«مدل موهای دماردکی نماد شورش برای نوجوانان دهه ۵۰ بود.»
“The ducktails were a symbol of rebellion for teenagers in the 50s.”
«او هر صبح با دقت مدل موی دماردکی خود را آرایش میکرد.»
“He meticulously styled his ducktails every morning.”
اسم — دم اردک
دم اردک، یا چیزی که از نظر شکل شبیه آن باشد.
The tail of a duck, or something resembling it in shape.
«جوجهاردکها با هیجان دمهای کوچک اردکی خود را تکان میدادند.»
“The ducklings wagged their little ducktails excitedly.”
«او قایقی با پاشنه منحصربهفردی شبیه دم اردک طراحی کرد.»
“He designed a boat with a unique ducktail stern.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/علمی. قسمتی که به چیز بزرگتری متصل است؛ اندام یا دیگر امتداد بدن. خیلی کلی است. ducktails یک ویژگی بیولوژیکی خاص است. میتوانید دمها را appendages بنامید، اما معنی خاص دم اردک را از دست میدهد. 'دم یک زائده است،' اما 'دم اردک یک ducktail است.'
Formal/Scientific. A part that is joined to something larger; a limb or other bodily extension. Too general. 'Ducktails' is a specific biological feature. You could refer to tails as appendages, but it loses the specific meaning of a duck's tail. 'A tail is an appendage,' but 'A duck's tail is a ducktail.'