adjective (صفت)common
صفت — کُند
کُندکدربیرنگ
تیزی، روشنی یا جذابیت خود را از دست داده
Having lost sharpness, brightness, or interest.
«چاقو بعد از استفاده زیاد کُند شده بود.»
“The knife was dulled after heavy use.”
«اشتیاقش به مرور کمرنگ شد.»
“His enthusiasm dulled over time.”
تفاوت با واژههای مشابه
blunted— کند شده
رایج برای ابزار یا احساسات؛ در بسیاری موارد هممعنی است.
Common for tools or feelings; synonymous in many contexts.