dyes

/daɪz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): dyes

اسم — رنگ

رنگرنگ‌زا

موادی که برای رنگ کردن مواد به کار می‌روند.

Substances used to add color to materials.

«رنگ‌زاهای طبیعی از گیاهان به دست می‌آیند.»

Natural dyes come from plants.

«پارچه با رنگ‌زاهای روشن رنگ شده بود.»

The fabric was treated with bright dyes.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): dyedpast participle (مفعولی): dyed-ing (حال): dyeing3rd (سوم): dyes

فعل — رنگ کردن

رنگ کردن

رنگ کردن چیزی با استفاده از رنگ‌زاها.

To add color to something using dyes.

«او هر ماه موهایش را رنگ می‌کند.»

She dyes her hair every month.

«آن‌ها در کارخانه پارچه‌ها را رنگ می‌کنند.»

They dye fabrics in the factory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
colorرنگ کردن

معمولی. در بسیاری موارد جایگزین dye می‌شود اما معمولاً اشاره به رنگ دائمی دارد.

Common. Interchangeable with 'dye' in many contexts but 'dye' often implies permanent color.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000