در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بدون گوش یا فاقد گوشهای قابل رویت.
Having no ears or lacking visible ears.
«مار یک خزنده بیگوش است که برای شنیدن به ارتعاشات متکی است.»
“The snake is an earless reptile, relying on vibrations for hearing.”
«برخی از گونههای ماهیهای اعماق دریا بیگوش هستند.»
“Certain species of deep-sea fish are known to be earless.”