eccentrically

ec·cen·tri·cal·ly/ɪkˈsɛntrɪkli/
ec-out ofcentr-center-icalrelated to-lyin a specific manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): eccentricposition (جایگاه): end

قید — عجیب و غریب

عجیب و غریبغیرعادی

به شیوه‌ای غیرمعمول و کمی عجیب.

In a manner that is unconventional and slightly strange.

«او همیشه عجیب و غریب لباس می‌پوشید و جوراب‌های ناجور به پا می‌کرد.»

He always dressed eccentrically, wearing mismatched socks.

«این هنرمند به طور عجیب و غریبی در خانه‌ای پر از مجسمه زندگی می‌کرد.»

The artist lived eccentrically in a house full of sculptures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oddlyعجیب

متداول. یک اصطلاح کلی برای چیزی عجیب یا غیرمعمول. 'Eccentrically' به یک عجیب و غریبی عمدی و شخصی اشاره دارد که اغلب کمی جذابیت دارد، نه فقط یک اتفاق عجیب. 'ماشین به طور عجیبی کار می‌کرد' درست است، 'او برای مهمانی عجیب و غریب لباس پوشیده بود' درست است.

Common. A general term for something strange or unusual. 'Eccentrically' implies a deliberate, personal strangeness, often with a hint of charm, rather than just an odd occurrence. 'The machine behaved oddly' works, 'He dressed eccentrically for the party' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000