در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شیوهای غیرمعمول و کمی عجیب.
In a manner that is unconventional and slightly strange.
«او همیشه عجیب و غریب لباس میپوشید و جورابهای ناجور به پا میکرد.»
“He always dressed eccentrically, wearing mismatched socks.”
«این هنرمند به طور عجیب و غریبی در خانهای پر از مجسمه زندگی میکرد.»
“The artist lived eccentrically in a house full of sculptures.”
متداول. یک اصطلاح کلی برای چیزی عجیب یا غیرمعمول. 'Eccentrically' به یک عجیب و غریبی عمدی و شخصی اشاره دارد که اغلب کمی جذابیت دارد، نه فقط یک اتفاق عجیب. 'ماشین به طور عجیبی کار میکرد' درست است، 'او برای مهمانی عجیب و غریب لباس پوشیده بود' درست است.
Common. A general term for something strange or unusual. 'Eccentrically' implies a deliberate, personal strangeness, often with a hint of charm, rather than just an odd occurrence. 'The machine behaved oddly' works, 'He dressed eccentrically for the party' works.