echoed

ech·oed/ˈɛkoʊd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): echoedpast participle (مفعولی): echoed-ing (حال): echoing3rd (سوم): echoes

فعل — تکرار شد

تکرار شدبازتاب یافت

گذشته فعل echo: بازتاب صدا یا تکرار یک نظر

Past tense of echo: to reflect sound back or repeat an idea.

«صدایش در سالن طنین‌انداز شد.»

Her voice echoed in the hall.

«کلماتش نظر من را تکرار کرد.»

His words echoed my opinion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000