در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فنجان کوچکی که برای نگه داشتن تخممرغ آبپز به صورت عمودی استفاده میشود.
A small cup designed to hold a boiled egg upright for eating.
«او تخممرغ آبپز را داخل جا تخممرغ گذاشت.»
“She placed the boiled egg in the eggcup.”
«جا تخممرغها ظرفهای معمول صبحانه هستند.»
“Eggcups are common morning tableware.”