embarks

em·barks/ɛmˈbɑːrks/
em-in / onbarkto board, embark (from Middle English bark: ship)
verb (فعل)commonpast (گذشته): embarkedpast participle (مفعولی): embarked-ing (حال): embarking3rd (سوم): embarks

فعل — سوار شدن

سوار شدنشروع سفر

آغاز یک سفر، به‌ویژه سوار شدن به کشتی یا وسیله نقلیه.

To begin a journey, especially by boarding a ship or vehicle.

«آن‌ها شنبه گذشته سوار کشتی تفریحی شدند.»

They embarked on the cruise last Saturday.

«او امسال مسیر شغلی جدیدی را آغاز می‌کند.»

She embarks on a new career path this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boardسوار شدن

رایج. معمولاً به معنی وارد شدن به وسیله نقلیه یا کشتی است و در زمینه سفر قابل جایگزینی است.

Common. Usually refers to physically entering a vehicle or ship, interchangeable in travel contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000