verb (فعل)commonpast (گذشته): embarkedpast participle (مفعولی): embarked-ing (حال): embarking3rd (سوم): embarks
فعل — سوار شدن
سوار شدنشروع سفر
آغاز یک سفر، بهویژه سوار شدن به کشتی یا وسیله نقلیه.
To begin a journey, especially by boarding a ship or vehicle.
«آنها شنبه گذشته سوار کشتی تفریحی شدند.»
“They embarked on the cruise last Saturday.”
«او امسال مسیر شغلی جدیدی را آغاز میکند.»
“She embarks on a new career path this year.”
تفاوت با واژههای مشابه
board— سوار شدن
رایج. معمولاً به معنی وارد شدن به وسیله نقلیه یا کشتی است و در زمینه سفر قابل جایگزینی است.
Common. Usually refers to physically entering a vehicle or ship, interchangeable in travel contexts.