empress

em·press/ˈɛmprɛs/
noun (اسم)formalplural (جمع): empresses

اسم — ملکه‌ امپراتوری

ملکه‌ امپراتوریشهبانوی امپراتور

حکمران زن یک امپراتوری.

A female ruler of an empire.

«شهبانو با حکمت زیادی حکومت می‌کرد.»

The empress ruled with great wisdom.

«بعد از مرگ همسرش، شهبانو شد.»

She became the empress after her husband's death.

تفاوت با واژه‌های مشابه
queenملکه

متداول. وقتی ملکه قدرت امپراتوری دارد قابل تعویض است ولی empress برای حاکمان امپراتوری خاص است.

Common. Interchangeable when queen has imperial power, but empress is specifically for empire rulers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000