emptily

emp·tily/ˈɛmptɪli/
emptycontaining nothing-ilyin manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): emptyposition (جایگاه): middle

قید — به طور خالی

به طور خالیبه گونه‌ای تهی

به شکلی که خالی از محتوا، احساس یا مفهوم باشد.

In a manner that is devoid of content, feeling, or substance.

«او خالی به خلأ خیره شد.»

He stared emptily into the void.

«اتاق به طور تهی و ساکت به نظر می‌رسید.»

The room appeared emptily silent.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000