encirclement

en·cir·cle·ment/ɪnˈsɜːrkəlmənt/
en-to cause to becirclea round shape-mentnoun form
noun (اسم)formal

اسم — محاصره

محاصرهحلقه‌زنی

عمل یا حالت احاطه کردن از همه طرف

The act or state of surrounding or enclosing on all sides

«محاصره شهر هفته‌ها طول کشید.»

The encirclement of the city lasted weeks.

«آن‌ها محاصره را با دقت برنامه‌ریزی کردند.»

They planned the encirclement carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
siegeمحاصره

رسمی. معمولاً به محاصره نظامی اشاره دارد.

Formal. Typically refers to military surrounding of a place.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000