encircle

en·cir·cle/ɪnˈsɜːrkl/
en-to put into or ontocirclea round shape
verb (فعل)commonpast (گذشته): encircledpast participle (مفعولی): encircled-ing (حال): encircling3rd (سوم): encircles

فعل — احاطه کردن

احاطه کردندور چیزی حلقه زدنحلقه زدن

دایره‌ای به دور چیزی کشیدن یا آن را احاطه کردن.

To form a circle around; surround.

«کوه‌ها روستای کوچک را احاطه کرده‌اند.»

The mountains encircle the small village.

«پلیس ساختمان را محاصره کرد و راه فراری باقی نگذاشت.»

The police encircled the building, leaving no escape.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surroundاحاطه کردن

رایج، روزمره. در اکثر زمینه‌های احاطه کامل چیزی با 'encircle' قابل تعویض است. هر دو جمله 'حصار باغ را احاطه کرد' و 'حصار دور باغ حلقه زد' صحیح هستند. 'Surround' می‌تواند به یک دایره کمتر کامل اشاره داشته باشد.

Common, everyday. Interchangeable with 'encircle' in most contexts of being completely around something. 'The fence surrounded the garden' works, and 'The fence encircled the garden' also works. 'Surround' can imply a less perfect circle.

ringحلقه زدن

رایج، روزمره. اغلب برای افرادی که دایره‌ای تشکیل می‌دهند یا چیزهایی که یک مانع محافظتی ایجاد می‌کنند استفاده می‌شود. هر دو جمله 'آنها دور آتش حلقه زدند' و 'آنها آتش را احاطه کردند' صحیح هستند.

Common, everyday. Often used for people forming a circle or for things that form a protective barrier. 'They rang around the campfire' works, 'They encircled the campfire' also works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000