enervate

en·er·vate/ˈɛnərveɪt/
en-to make / to put intonervussinew / nerve
verb (فعل)formalpast (گذشته): enervatedpast participle (مفعولی): enervated-ing (حال): enervating3rd (سوم): enervates

فعل — بی‌حال کردن

بی‌حال کردنتضعیف کردننیرو گرفتن

باعث شوید کسی احساس کند انرژی یا سرزندگی‌اش از بین رفته؛ از نظر جسمی یا روحی ضعیف کردن.

To cause someone to feel drained of energy or vitality; to weaken physically or mentally.

«هوای گرم و مرطوب تمایل داشت همه را بی‌حال کند.»

The hot, humid weather tended to enervate everyone.

«شکایات مداوم او شروع به بی‌حال کردنش کرد.»

His constant complaining began to enervate her.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weakenضعیف کردن

رایج. اصطلاحی کلی برای کم‌زور کردن چیزی. 'Enervate' به‌طور خاص به معنای از دست دادن انرژی یا سرزندگی است، غالباً به دلیل تأثیری ناتوان‌کننده، در حالی که 'weaken' می‌تواند گسترده‌تر باشد. مثال: 'بیماری او را ضعیف کرد' درست است، 'گرما او را بی‌حال کرد' درست است، اما 'گرما سازه را ضعیف کرد' برای 'enervate' مناسب نیست.

Common. A general term for making something less strong. 'Enervate' specifically implies a loss of energy or vitality, often due to a debilitating effect, while 'weaken' can be broader. Example: 'The illness weakened him' works, 'The heat enervated him' works, but 'The heat weakened the structure' doesn't fit for 'enervate'.

fatigueخسته کردن

رایج. کسی را خسته کردن. 'Enervate' به معنای از بین رفتن عمیق‌تر و شدیدتر انرژی است تا صرفاً خسته شدن. در حالی که 'fatigue' اغلب به خستگی فیزیکی اشاره دارد، 'enervate' می‌تواند ذهنی یا فیزیکی باشد. مثال: 'ساعت‌های طولانی کارگران را خسته می‌کند' درست است، 'جو سنگین روح او را بی‌حال کرد' درست است، اما 'کوهنوردی طولانی او را بی‌حال کرد' بر خستگی عمیق‌تر تأکید دارد.

Common. To cause someone to become tired. 'Enervate' suggests a deeper, more profound draining of energy than just being tired. While 'fatigue' is often about physical tiredness, 'enervate' can be mental or physical. Example: 'Long hours fatigue the workers' works, 'The oppressive atmosphere enervated his spirit' works, but 'The long hike enervated her' emphasizes a deeper exhaustion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000