enervated

en·er·vat·ed/ˈɛnərˌveɪtɪd/
adjective (صفت)common

صفت — بی‌نیرو

بی‌نیروضعیف

احساس خستگی شدید و کمبود نیرو؛ تحلیل رفته.

Feeling drained of energy or vitality; weakened.

«بعد از بیماری طولانی، کاملاً بی‌نیرو بود.»

After the long illness, he felt completely enervated.

«گرما آنها را بی‌نیرو و خسته کرد.»

The heat left them enervated and tired.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weakenedضعیف شده

مترادف رایج؛ نشان‌دهنده کاهش نیرو است.

Common synonym; indicates loss of strength.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000