engages

en·gages/ɪnˈɡeɪdʒɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): engagedpast participle (مفعولی): engaged-ing (حال): engaging3rd (سوم): engages

فعل — مشغول شدن

مشغول شدندرگیر شدن

شرکت کردن یا درگیر شدن در یک فعالیت.

To participate or become involved in an activity.

«او در کار داوطلبانه شرکت می‌کند.»

She engages in volunteer work.

«این برنامه دانش‌آموزان را به‌خوبی درگیر می‌کند.»

The program engages students effectively.

تفاوت با واژه‌های مشابه
participatesشرکت می‌کند

رایج. وقتی منظور مشارکت است قابل جایگزینی است.

Common. Can be used interchangeably when meaning involvement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000