epigram

ep·i·gram/ˈɛpɪɡræm/
noun (اسم)formalplural (جمع): epigrams

اسم — کلام قصار

کلام قصارطُرفه

یک گفتار یا شعر کوتاه، هوشمندانه و اغلب طعنه‌آمیز

A short, clever, and often witty saying or poem

«سخنرانی او پر از کلام قصار طعنه‌آمیز بود.»

His speech was full of witty epigrams.

«او چندین کلام قصار برای مسابقه حفظ کرده بود.»

She memorized several epigrams for the contest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aphorismحکمت کوتاه

رسمی. بیان خلاصه یک حقیقت یا اصل، مشابه اما گسترده‌تر از epigram.

Formal. A concise statement of truth or principle, similar to but broader than an epigram.

maximپند و اندرز

رسمی. حقیقت کلی یا قانون اخلاقی.

Formal. A general truth or rule of conduct.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000