epigrams

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ep·i·grams/ˈɛpɪɡræmz/
noun (اسم)formalplural (جمع): epigrams

اسم — قصار

قصارنکته‌سنجیلطیفه

یک گفته یا عبارت مختصر و هوشمندانه که یک ایده را به روشی زیرکانه و بامزه بیان می‌کند.

A pithy saying or remark expressing an idea in a clever and amusing way.

«اسکار وایلد به خاطر نکته‌سنجی‌های هوشمندانه‌اش مشهور بود.»

Oscar Wilde was famous for his witty epigrams.

«او سخنرانی خود را با یک جمله قصار به یادماندنی به پایان رساند.»

She concluded her speech with a memorable epigram.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aphorismsسخنان قصار

رسمی/ادبی. وقتی به جملات کوتاه و عمیق اشاره دارد با 'epigrams' قابل تعویض است، اما 'aphorisms' معمولاً فاقد عنصر طنزآمیز یا کنایه‌آمیزی است که اغلب در epigrams وجود دارد. 'کتاب او پر از سخنان قصار درباره زندگی بود' کاربرد دارد، اما 'او یک epigram به رقیبش گفت' شاید با 'aphorism' به خوبی جایگزین نشود.

Formal/literary. Interchangeable with 'epigrams' when referring to short, insightful statements, but 'aphorisms' usually lack the witty or satirical element often present in epigrams. 'His book was full of aphorisms about life' works, 'She delivered an epigram to her rival' might not be best replaced with 'aphorism'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000