equating

e·quat·ing/ɪˈkweɪtɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): equatedpast participle (مفعولی): equated-ing (حال): equating3rd (سوم): equates

فعل — معادل دانستن

معادل دانستنبرابر دانستن

در نظر گرفتن دو یا چند چیز به صورت برابر یا معادل

The act of considering two or more things as equal or equivalent

«معادل دانستن ثروت با خوشبختی اشتباه است.»

Equating wealth with happiness is a mistake.

«او موفقیت را برابر با تلاش زیاد می‌داند.»

He is equating success with hard work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
equalizingمتعادل کردن

رایج. به معنای برابر کردن، مشابه equating.

Common. Means making equal or considering equal, similar to equating.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000