erupting

e·rupt·ing/ɪˈrʌptɪŋ/
e-outruptbreak-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): eruptedpast participle (مفعولی): erupted-ing (حال): erupting3rd (سوم): erupts

فعل — فوران کردن

فوران کردنآتش‌فشان فعال شدن

عمل فوران کردن آتشفشان، چشمه آب گرم یا شکاف مشابه که مواد مذاب، بخار یا چیزهای دیگر را با شدت بیرون می‌فرستد.

The action of a volcano, geyser, or similar opening explosively sending out lava, steam, or other substances.

«آتشفشان پس از قرن‌ها سکوت، در حال فوران است.»

The volcano is erupting after centuries of silence.

«چشمه‌های آب گرم به طور منظم در پارک فوران می‌کردند.»

Geysers were erupting regularly in the park.

تفاوت با واژه‌های مشابه
explodeانفجار کردن

روزمره. explode به معنی انفجار ناگهانی است و کاربرد گسترده‌تر دارد، اما erupt بیشتر به آتش‌فشان یا احساسات اشاره دارد.

Everyday. 'Explode' implies a sudden burst of energy or force and can be used broadly, while 'erupt' is more specific to volcanoes or emotions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000