evict

e·vict/ɪˈvɪkt/
e-outvictconquer or win (from Latin vincere)
verb (فعل)formalpast (گذشته): evictedpast participle (مفعولی): evicted-ing (حال): evicting3rd (سوم): evicts

فعل — اخراج کردن

اخراج کردنتخلیه کردن ملک

به صورت قانونی کسی را وادار کردن که خانه یا ملک را ترک کند، به‌ویژه مستاجر.

To legally force someone to leave a property, usually a rental.

«صاحبخانه مستاجران را به‌خاطر نپرداختن اجاره بیرون کرد.»

The landlord evicted the tenants for not paying rent.

«آن‌ها هفته گذشته از آپارتمانشان تخلیه شدند.»

They were evicted from their apartment last week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expelاخراج کردن

رسمی. معنای مشابه ولی در زمینه‌های گسترده‌تر مثل مدرسه یا سازمان‌ها استفاده می‌شود. برای ملک هم کاربرد دارد ولی کاربرد کلی‌تر است.

Formal. Similar meaning but used in broader contexts like schools or organizations. 'Expel' works for evict in legal housing but can be more general.

oustاخراج کردن / بیرون انداختن

رسمی/غیررسمی. بیشتر برای بیرون کردن افراد از موقعیت قدرت یا ملک استفاده می‌شود. وقتی تأکید روی بیرون کردن اجباری است جایگزین می‌شود.

Informal/formal. Often used in contexts like removing people from power or property. Can replace evict when emphasizing forcible removal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000