verb (فعل)commonpast (گذشته): evokedpast participle (مفعولی): evoked-ing (حال): evoking3rd (سوم): evokes
فعل — برانگیختن
برانگیختنفراخواندن
به یاد آوردن یا ایجاد یک احساس، خاطره یا تصویر در ذهن (صورت فعلی)
Bringing a feeling, memory, or image into mind (present participle)
«این نقاشی خاطرات کودکی را برمیانگیزد.»
“The painting is evoking memories of childhood.”
«این آهنگ احساسات قوی را در مخاطبان برمیانگیزد.»
“The song is evoking strong emotions in the audience.”
تفاوت با واژههای مشابه
arousing— برانگیختن
رایج. به معنی ایجاد احساسات یا خاطرات قوی، اغلب قابل تعویض است.
Common. Refers to causing strong feelings or memories, often interchangeable.