excreted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·crete/ɪkˈskriːt/
ex-out / awaycreteseparate / sift
verb (فعل)formal

فعل — دفع کردن

دفع کردنترشح کردن

مواد زائد را از بدن دفع کردن

To discharge waste matter from the body

«کلیه‌ها مواد زائد را از خون دفع می‌کنند.»

The kidneys excrete waste products from the blood.

«گیاهان نمک‌های اضافی را از طریق برگ‌هایشان دفع می‌کنند.»

Plants excrete excess salts through their leaves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dischargeترخیص کردن, خارج کردن

رسمی. در متون پزشکی یا علمی وقتی مایعات بدن خارج می‌شوند جایگزین excrete می‌شود. مثل «بدن مواد زائد را ترشح می‌کند»، اما در معنی سریع انجام دادن کاربرد ندارد.

Formal. Can replace 'excrete' mainly in medical or scientific contexts about fluids leaving the body. E.g., 'The body discharges waste' works, but 'He discharges quickly' does not.

eliminateحذف کردن، دفع کردن

رسمی/فنی. بیشتر در زیست‌شناسی یا پزشکی برای دفع مواد زائد به کار می‌رود. در صحبت روزمره کاربرد ندارد.

Formal/technical. Used as synonym mainly in biology or medicine for waste removal. Not used in casual speech for excretion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000