excoriated

ex·co·ri·at·ed/ɪkˈskɔːrieɪtɪd/
ex-outcoriskin-ateverb suffix-edpast tense
verb (فعل)formalpast (گذشته): excoriatedpast participle (مفعولی): excoriated-ing (حال): excoriating3rd (سوم): excoriates

فعل — شدیداً انتقاد کردن

شدیداً انتقاد کردنمحکوم کردن

شدیداً انتقاد کردن یا محکوم کردن.

Criticized severely or denounced strongly.

«منتقد بی‌رحمانه فیلم را نقد کرد.»

The critic excoriated the movie without mercy.

«او به خاطر دیدگاه‌های بحث‌برانگیزش شدیداً سرزنش شد.»

She was excoriated for her controversial views.

تفاوت با واژه‌های مشابه
condemnedمحکوم شده

رسمی. قضاوت منفی شدید، اغلب عمومی.

Formal. Strong negative judgment, often public.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000