در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زنی که برای اجرای مفاد یک وصیتنامه منصوب شده است.
A woman appointed to carry out the terms of a will.
«مودی پس از مرگ او مدیریت املاک را برعهده گرفت.»
“The executrix managed the estate after his death.”
«او به عنوان مودی در وصیتنامه تعیین شد.»
“She was named executrix in the will.”
رایج. اصطلاح کلی برای شخص اجرای وصیت؛ executrix شکل مؤنث آن است.
Common. General term for person executing a will; executrix is its female form.