exfoliates

ex·fo·li·ates/ɪksˈfəʊlieɪts/
ex-outfolileaf-ateto cause
verb (فعل)technicalpast (گذشته): exfoliatedpast participle (مفعولی): exfoliated-ing (حال): exfoliating3rd (سوم): exfoliates

فعل — لایه‌برداری کردن

لایه‌برداری کردنپوست‌ریزی کردن

لایه‌های بیرونی پوست یا برگ‌ها را جدا یا می‌اندازد.

Sheds or removes outer layers of skin or leaves.

«لایه‌بردار سلول‌های مرده پوست را جدا می‌کند.»

The scrub exfoliates dead skin cells.

«درختان پوست قدیمی را در زمان رشد می‌اندازند.»

Trees exfoliate old bark during growth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peelsپوست کندن

رایج است و معمولا برای جدا کردن لایه‌های بیرونی استفاده می‌شود.

Common. Often used for superficial removal of outer layers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000