exhaling

ex·hal·ing/ɛksˈheɪlɪŋ/
ex-outhalebreathe-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): exhaledpast participle (مفعولی): exhaled-ing (حال): exhaling3rd (سوم): exhales

فعل — بازدم کردن

بازدم کردندمیدن

بازدم یا بیرون دادن هوا از ریه‌ها.

Breathing out air from the lungs.

«او به آرامی بازدم می‌کند.»

She is exhaling slowly.

«بازدم کربن دی‌اکسید بدن را کاهش می‌دهد.»

Exhaling reduces carbon dioxide in the body.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000