exhumating

ex·hu·mat·ing/ɪɡˈzjuːmeɪtɪŋ/
ex-outhumeground, earth
verb (فعل)formalpast (گذشته): exhumedpast participle (مفعولی): exhumed-ing (حال): exhuming3rd (سوم): exhumates

فعل — بیرون آوردن از خاک

بیرون آوردن از خاکاستخراج جسد

عمل بیرون آوردن جسد یا باقی‌مانده‌های دفن‌شده، معمولاً برای بررسی یا جابه‌جایی.

The act of digging up a buried body or remains, usually for examination or relocation.

«آن‌ها در حال بیرون آوردن جسد برای تحقیقات پزشکی قانونی هستند.»

They are exhumating the body for a forensic investigation.

«استخراج جسد از قبرها نیاز به مجوز رسمی دارد.»

Exhumating graves requires official permission.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disinterدفن‌زدایی

رسمی و تخصصی. مترادف مستقیم exhumate، به‌ویژه در زمینه حقوقی یا پزشکی.

Formal and technical. Direct synonym for exhumate, used especially in legal/medical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000