exhumed

ex·humed/ɪkˈzjuːmd/
ex-out of, awayhumeto dig, earth
verb (فعل)formalpast (گذشته): exhumedpast participle (مفعولی): exhumed-ing (حال): exhuming3rd (سوم): exhumes

فعل — استخراج کردن

استخراج کردنحفاری کردن

کندن چیزی که دفن شده، معمولاً جسد، از زمین

To dig out (something buried, especially a corpse) from the ground

«باستان‌شناسان آثار باستانی را از محل حفاری بیرون آوردند.»

The archaeologists exhumed ancient artifacts from the site.

«آنها برای بررسی بیشتر جسد را از خاک بیرون آوردند.»

They exhumed the body for further investigation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unearthکندن

رایج. وقتی به کندن بقایای دفن‌شده اشاره دارد، قابل تعویض است؛ همچنین به‌صورت استعاری هم استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable with 'exhume' when referring to digging up buried remains; 'unearth' can also be used figuratively.

disinterدرآوردن از قبر

رسمی. تقریباً مترادف با exhumed است، بیشتر در زمینه‌های حقوقی یا باستان‌شناسی کاربرد دارد.

Formal. Nearly synonymous with 'exhume', mainly used in legal or archaeological contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000