export

ex·port/ɪkˈspɔːrt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): exportedpast participle (مفعولی): exported-ing (حال): exporting3rd (سوم): exports

فعل — صادر کردن

صادر کردن

ارسال کالا به کشور دیگر برای فروش.

To send goods to another country for sale.

«آن‌ها خودرو به کشورهای زیادی صادر می‌کنند.»

They export cars to many countries.

«شرکت میوه‌ها را به سراسر جهان صادر می‌کند.»

The company exports fruits worldwide.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shipارسال کردن

رایج. در زمینه ارسال کالا در سطح بین‌الملل قابل جایگزینی است ولی رسمی نیست.

Common. Can replace export in contexts of transporting goods internationally but less formal.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — صادرات

صادرات

کالاهایی که برای فروش به کشورهای دیگر فرستاده می‌شوند.

Goods sent to another country for sale.

«صادرات بخش بزرگی از اقتصاد را تشکیل می‌دهد.»

Exports make up a large part of the economy.

«صادرات نفت برای کشور حیاتی است.»

The export of oil is vital for the country.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000