ship

/ʃɪp/
1noun (اسم)commonplural (جمع): ships

اسم — کشتی

کشتیناو

یک شناور بزرگ که در اقیانوس‌ها و آبراه‌های عمیق دیگر حرکت می‌کند و مسافر یا کالا حمل می‌کند، یا برای اهداف نظامی، ماهیگیری و غیره استفاده می‌شود.

A large watercraft that travels the world's oceans and other deep waterways, carrying passengers or goods, or used for military, fishing, or other purposes.

«کشتی باربری از اقیانوس آرام عبور کرد.»

The cargo ship sailed across the Pacific.

«ما تماشاگر ورود کشتی‌های بلند به بندر بودیم.»

We watched the tall ships enter the harbor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vesselشناور

رسمی/فنی. یک اصطلاح کلی برای هر وسیله‌ای که روی آب حرکت می‌کند، از جمله قایق‌های کوچک. 'Vessel' گسترده‌تر از 'ship' است؛ همه کشتی‌ها شناور هستند، اما همه شناورها کشتی نیستند (مثلاً یک قایق پارویی شناور است اما کشتی نیست).

Formal/Technical. A general term for any craft that travels on water, including small boats. 'Vessel' is broader than 'ship'; all ships are vessels, but not all vessels are ships (e.g., a rowboat is a vessel but not a ship).

boatقایق

رایج. معمولاً به شناورهای کوچک‌تر از کشتی اشاره دارد که اغلب برای تفریح یا سفر در آب‌های ساحلی استفاده می‌شود. 'او با قایق از دریاچه عبور کرد' در مقابل 'او با کشتی از اقیانوس عبور کرد'. برخی قایق‌های بزرگ ممکن است مرز بین این دو را محو کنند.

Common. Generally refers to a smaller watercraft than a ship, often used for recreation or inshore travel. 'He took a boat across the lake' vs. 'He took a ship across the ocean'. Some large boats might blur the line.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): shippedpast participle (مفعولی): shipped-ing (حال): shipping3rd (سوم): ships

فعل — ارسال کردن

ارسال کردنحمل کردنبار زدن

چیزی را با کشتی یا سایر وسایل حمل‌ونقل جابجا کردن؛ کالاها را به مقصدی فرستادن.

To transport something by ship or other means of transport; to send goods to a destination.

«سفارش شما را فردا ارسال خواهیم کرد.»

We will ship your order tomorrow.

«این شرکت محصولات را به سراسر جهان ارسال می‌کند.»

The company ships products worldwide.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dispatchاعزام کردن

رسمی. فرستادن به مقصدی برای هدف خاص. اغلب به سرعت یا فوریت اشاره دارد. 'Dispatch a package' شبیه 'ship a package' است، اما 'dispatch' می‌تواند برای افراد یا پیام‌ها نیز استفاده شود، نه فقط کالا.

Formal. To send off to a destination for a specific purpose. It often implies speed or urgency. 'Dispatch a package' is similar to 'ship a package', but 'dispatch' can be used for people or messages as well, not just goods.

conveyمنتقل کردن

رسمی. حمل یا انتقال چیزی به مکانی. این اصطلاح گسترده‌تر از 'ship' است و می‌تواند برای چیزهای انتزاعی نیز به کار رود (مثلاً 'انتقال یک پیام'). وقتی برای کالاهای فیزیکی استفاده می‌شود، قابل تعویض است، اما 'ship' یک فرآیند لجستیکی استانداردتری را نشان می‌دهد.

Formal. To transport or carry something to a place. It's a broader term than 'ship' and can apply to abstract things (e.g., 'convey a message'). When used for physical goods, it's interchangeable, but 'ship' implies a more standard logistical process.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000