shiniest

shin·i·est/ˈʃaɪ.ni.ɪst/
shinyreflecting light brightly-estsuperlative
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): shiniersuperlative (عالی): shiniest

صفت — براق‌ترین

براق‌تریندرخشان‌ترین

بیرون پرنور یا براق‌ترین؛ بیشترین نور را بازتاب‌دهنده.

Most bright or glossy in appearance; reflecting the most light.

«این براق‌ترین ماشین در نمایشگاه است.»

This is the shiniest car in the showroom.

«کفش‌های او براق‌ترین چیزی است که دیده‌ام.»

Her shoes are the shiniest I've ever seen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brightestروشن‌ترین

رایج. معنای مشابه که اغلب با shiniest قابل تعویض است.

Common. Similar meaning often used interchangeably with shiniest.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000